سلام به همه من به دلیل یک سری مسایل مجبورم این وبلاکو تعطیل کنم ممنون ازکسانی که منرو راهنمایی کردن از دوستانم هم ممنونم خداحافظ برای همیشه دوستتون دارم
نوشته شده توسط صادق در دوشنبه 1 مهر1387 ساعت 11:17 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت

دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد
چون بشد دلبر و با يار وفادار چه کرد
آه از آن نرگس جادو که چه بازي انگيخت
آه از آن مست که با مردم هشيار چه کرد
اشک من رنگ شفق يافت ز بيمهري يار
طالع بيشفقت بين که در اين کار چه کرد
برقي از منزل ليلي بدرخشيد سحر
وه که با خرمن مجنون دل افگار چه کرد
ساقيا جام ميام ده که نگارنده غيب
نيست معلوم که در پرده اسرار چه کرد
آن که پرنقش زد اين دايره مينايي
کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد
فکر عشق آتش غم در دل حافظ زد و سوخت
يار ديرينه ببينيد که با يار چه کرد
نوشته شده توسط صادق در پنجشنبه 21 شهریور1387 ساعت 9:20 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت

برکه ی پاک
آسمان آبی
و من که واژه هایم را
درون آب تلیت می کنم
و تو که پاکی و گرم
نگاه می کنی
و سخاوتت را به چشمانم هدیه می دهی
و من !
چه بی شرم و بد
هر بار کمتر و کمتر
به برکه ی خوشبختی
نزدیک می شوم
و واژه هایم همه تلخ
و می آیم
و تو هنوز کنار برکه ای
و سخاوتت را با چشمانی پر از غم
به چشمانم می بخشی
و واژه های قدیمی را که
که بد اند و خراب و کهنه
ار آب پاک می چینی
و من !
بی صبر و بی تدبیر
بی حس و تن پرور
به نگاهت خیره می شوم
و برکه ی ذهنت
پر است از واژه های خرابم
نوشته شده توسط صادق در سه شنبه 19 شهریور1387 ساعت 8:49 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
ک
تو کجایی که دگر بی کس و همدم شده ام
سحر از غصه و غم سر به بیابان زده ام
غمگسارم تو بیا غمکده غم شده ام
ابر دلتنگم و با باد همی همسفرم
سیل اشکم که همه بارش نم نم شده ام
آنقدر شب همه شب چشم به راهت ماندم
که بدین راه دگر شهره عالم شده ام
پدرم گر همه فردوس به یک سیب فروخت
من به یک گوشه نگاهت همچو آدم شده ام
تو خدا را که شب هجر مرا ختم بدار
کوهم ار بودم از این هجر دگر خم شده ام
روز اول، که تو را دیدم و عاشق گشتم
گفتم ای رب ، که چرا آخر و خاتم شده ام
ماه من! شب بشکن! رخ بنما، نور ببار
به خدا کوی به کوی در پی ماهم شده ام
نوشته شده توسط صادق در پنجشنبه 14 شهریور1387 ساعت 1:26 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
ای سرآغاز تو خورشید و سرانجام تو رود
هیچ کس منتظر معجزه از عشق نبود .
از رسیدن تا شکستن یه ترانه مونده بود من شکستم گل من واسنم نکش خط و نشون
می دونم قلب کسی برای من نمیزنه دل تخمل می کنه عادتشه فریاد نزنه .
دل اگه از تو جدا شه فصل گرم گریه هاشه دل اگه با تو نباشه روز مرگ خنده هاشه
بین دستای من و تو نمی خوام فاصله باشه این دل شکسته نمی خواد از تو جدا شه
کاش دزدان عاشقی را از وجودو می ربودند تا دگر محتاج چشمان سیاه تو نباشم آن کسی که سال ها در دام چشمانش مرا افکنده بود دیدمش عشق را تعارف به یک بیگانه کرد عشق را آلوده کرد او تمام هستی ام را محو یک عشق معما گونه کرد جذم من این بود تنها یک نگاه با مجازاتی چنین سنگین و سخت یک جدایی واحه ی پر درد و رنج این تناسب در کدامین جای دنیا بوده است گر که تنها عاشقی جرم من است دوست دارم که من مجرم ترین انسان دنیا باشم ..........
موج نگاه گرم تو گرچه گرفته ساحلم ولی هنوز هم چرا غریبه ای تو با دلم
تو رنج تلخ حسرتی کاش ندیده بودمت تو میروی و رفتنت داغ نشانده بر دلم .
به دنیایی که نامردان عصا از کور می دزدند
منه ساده دل از خوش باوری آنجا محبت جستجو کردم .
هر چه کردم نشوم از تو جدا بد تر شد از دل ما نرود مهر و وفا بدتر شد
مثلا خواستم اینبار موقر باشم و به جای تو بگویم شما بدتر شد
این متانت به دل سنگ تو تاثیر نکرد بلکه برعکس فقط رابطه ها بدتر شد
آسمان وقت قرار من و تو ابری بود تازه با رفتن تو وضع هوا بدتر شد
چاره دارو و دوا نیست که حال بد من بی تو با خوردن دارو و دوا بدتر شد
روی فرش دل من جوهری از عشق تو ریخت آمدم پاک کنم عشق تو را بدتر شد.
ز بعد از مردنم افسوس خواهی خورد و خواهی گفت
که یار باوفایی بود و قدرش را ندانستم
نوشته شده توسط صادق در چهارشنبه 13 شهریور1387 ساعت 9:36 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
اونی که یارتوبود
اگه غمخوارتوبود
قلبشوپس نمی داد
دل به هرکس نمی داد
دل می گفت مقدسه
عشق اون برام بسه
ازنگاش نفهمیدم
که دروغ و هوسه![]()
غصه خوردن نداره
گریه کردن نداره
به یه قلب بی وفا
دل سپردن نداره![]()
آخرقصه چی شد
قلب اون مال کی شد
اون که ازمن پرگرفت
چی می خواستیم و چی شد![]()
اونی که مال توبود
اگه لایق توبود
تو رو تنها نمیذاشت..............![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط صادق در یکشنبه 10 شهریور1387 ساعت 9:26 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
روزی معلم از شاگردی خواست که
زندگی را هجی کند
شاگرد گفت :زندگیم عشقم من است و
عشقم قابل هجی نیست
معلم گفت پس عشق را هجی کن
شاگرد گفت :در هر نفسم اورا هجی مکنم
او در همه نفس هایم جاریست .....
نوشته شده توسط صادق در یکشنبه 10 شهریور1387 ساعت 9:25 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
سلام به همه من ۵ روز
نیستم میرم برای گردش به
سرین در اردبیل دوست
داشتین نظر بدین وقتی
برگشتم جواب میدم بای
نوشته شده توسط صادق در دوشنبه 4 شهریور1387 ساعت 11:20 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت

حالا با یک گیتار شکسته
منه تنها منه خسته
چی بگم دلم شکسته
باره تنهایی رو بسته
تو که رفتی ز پیشم
من اینجا تنها میشم
تنهای تنها می مونم
من دیگه عاشق نمی مونم
حالا که دوستم نداری
چرا تنهام میزاری
دوست دارم بهم بگی تو
من چه اشتباهی کردم
شایدم باور کنم من
که یه گناهی کردم
****
****
حالا که رفتی خدانگهدار
برو جونم برات دعا می کنم
که هیچ وقت نشی تو تنها
برو خدا به همرات
نوشته شده توسط صادق در پنجشنبه 31 مرداد1387 ساعت 11:5 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
صبا اگر گذرى افتدت به كشــور دوست بيار نفخه اى از گيسوى معنبر دوست
به جان او كه به شكرانه جان برافشانم اگر بسوى من آرى پيامى از بر دوست
و گر چنانكه در آن خضرتت نبـــاشد بار براى ديده بــياور غبارى از در دوســت
من گــدا و تمنّــاى وصــل او هيــهات مگر به خواب ببينم خيال منظر دوسـت
دل صنـوبـريـم همچـو بيـد لـرزان اسـت زحسرت قد و بالاى چون صنوبر دوست
اگر چه دوست به چيزى نمى خرد ما را به عالمی نفروشيم مويى از سر دوست
چه باشد ار شـــود از بنــد غــم دلــش آزاد
چو هست حافظ مسكين غلام و چاكر دوست
نوشته شده توسط صادق در چهارشنبه 30 مرداد1387 ساعت 11:33 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت

غزل انتظار
اگر باران نبارد، آسمان دلگیر خواهد ماند
زمین چون کودکی در انتظار شیر خواهد ماند
اگر باران نبارد دشت، بی سجّاده خواهد شد
اگر باران نبارد رود، بی تفسیر خواهد ماند
اگر باران نبارد، از عطش جنگل چه خواهد کرد؟
یقین همچون کویری تفته از تبخیر خواهد ماند
اگر باران نبارد، سعی خورشید و صفای آب
به گِرد کعبة این خاک، بیتأثیر خواهد ماند
اگر باران نبارد ریشه ها ـ این بیشه های سبز!
به زندان سیاهِ خاک، در زنجیر خواهد ماند
اگر باران نبارد ـ گرچه میدانم که میبارد ـ
مدار فصلها در امتداد تیر خواهد ماند
اگر باران نبارد، بر شب ـ آن باران نورانی ـ
پی تثبیت خود این شام، بی شبگیر خواهد ماند
ببار ای جاری همواره! ای باران نورانی!
به دیدار تو تا کی این زمین پیر، خواهد ماند؟
نوشته شده توسط صادق در دوشنبه 28 مرداد1387 ساعت 9:27 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت

سلام برآنان که
در فراق یار در کوچه پس کوچه های تنهایی
سربه دیوار انتظار نهاده اند
و چشم به راه نیم نگاه مهدی فاطمه اند ...
ای گل نرگس...
چه می شد که ما را در جمع پروانه هایت پذیرا می شدی؟
چه می شد که تشعشع گرمی نگاهت به سویمان روانه می شد؟
نظری فرما بر کوچه تاریکمان، که همه پروانه شمع توایم.
همه پروانه ها در این کوچه تاریک
به امید حس کردن گرمای وجودت گرد هم آمده اند.
مولا جان نظری فرما...
این صفحات برگ برگ روزهای انتظاریست که به امید آمدنش
از پس هم ورق می زنیم...
العجل العجل یا مولا یاصاحب الزمان
نوشته شده توسط صادق در یکشنبه 27 مرداد1387 ساعت 1:7 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
مردی دختر سه ساله ای داشت.روزی مرد به خانه آمد ودید که دخترش گران ترین کاغذ
زرورق کتابخانه را برای آرایش یک جعبه کودکانه هدر داده است .مرد دخترش را بخاطر
اینکه کاغذ زرورق گرانبها را برای آراستن یک جعبه بی ارزش هدر داده بود تنبیه کردودختر
کوچک آن شب با گریه در بستر خوابید.روز بعد مرد وقتی از خواب بیدار شد دید که دختر
بالای سرش نشسته است وآن جعبه زرورق شده را به او تقدیم میکند.مرد تازه متوجه شده
بود که روز قبل تولد او بوده ودختر آن زرورق را برای هدیه ی تولد او مصرف کرده بود.او
باشرمندگی دخترش را بوسید ودر جعبه را باز کرد .اما باکمال تعجب دید که جعبه خالیست.
مرد دوباره پرخاش کرد که جعبه ی خالی هدیه نیست.
دختر با تعجب به او نگاه کرد وگفت:بابایی من دیروز هزار تا بوس توی جعبه گذاشتم تا هر
هر وقت دلت برام تنگ شد یکی از بوس ها رو برداری.
می گویند پدر آن جعبه را همیشه همراه دارد و هر گاه دلتنگ می شود آن جعبه را باز
میکند و به طور عجیبی آرامش می گیرد .این است هدیه ی جاودانه عشق.
و اما عشق![]()
عشق چیست؟عشق کلید ادامه ی حیات است.منشا زیبایی هاست .عشق زیباست همچون خدا
عشق معنای ادامه دادن است.عشق دریای بی کران محبت است وهیچ موجودی نیست که عاشق نباشد.
عشق حلقه ی اتصال است .حلقه ای که همه چیز را به هم متصل می سازد عشق ماهی به آبی دریا,عشق مادر به اشکهای کودکش,عشق کشاورز به خوشه های طلایی گندم, که گر عشق نبود تمام اجزای کاینات گسسته بود وگسستگی کلید نابودی است.
عشق خونی است که در شریان حیات جاریست.عشق اکسیر حیات است .
عشق لازمه حیات است و همه کس و همه چیز عاشقند.مادر تا عشق مادری نداشته باشد چگونه فرزند را از وجودش سیراب کند.معلم گر عاشق نباشد چگونه مسیر زندگی را به دانش آموز خود بیاموزد.ودانش آموز تا عاشق علم نباشد چگونه می تواند معنای E=mc2را درک کند.
به قول سهراب :وعشق تنها عشق تورا به گرمی سیب می کند مانوس
اینجاست که می فهمی گر جریان عشق در شریان حیات نبود دنیا با پوچی برابر بود.
و اما عشق![]()
عشق چیست؟عشق کلید ادامه ی حیات است.منشا زیبایی هاست .عشق زیباست همچون خدا
عشق معنای ادامه دادن است.عشق دریای بی کران محبت است وهیچ موجودی نیست که عاشق نباشد.
عشق حلقه ی اتصال است .حلقه ای که همه چیز را به هم متصل می سازد عشق ماهی به آبی دریا,عشق مادر به اشکهای کودکش,عشق کشاورز به خوشه های طلایی گندم, که گر عشق نبود تمام اجزای کاینات گسسته بود وگسستگی کلید نابودی است.
عشق خونی است که در شریان حیات جاریست.عشق اکسیر حیات است .
عشق لازمه حیات است و همه کس و همه چیز عاشقند.مادر تا عشق مادری نداشته باشد چگونه فرزند را از وجودش سیراب کند.معلم گر عاشق نباشد چگونه مسیر زندگی را به دانش آموز خود بیاموزد.ودانش آموز تا عاشق علم نباشد چگونه می تواند معنای E=mc2را درک کند.
به قول سهراب :وعشق تنها عشق تورا به گرمی سیب می کند مانوس
اینجاست که می فهمی گر جریان عشق در شریان حیات نبود دنیا با پوچی برابر بود.
نوشته شده توسط صادق در جمعه 25 مرداد1387 ساعت 5:25 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت

هنگامه ی مستي و شب شيدايي است
ميلاد سه دريا دل عاشورايي است
سجاد و ابوالفضل و حسين بن علي
نام سه گل معطر زهرايي است
***
ميلاد سه سرو قامت آزاده است
ميعادگه سه عاشق دلداده است
در محفل عشاق ولايت امروز
ساقي و مي و مطرب و دف آماده است
نوشته شده توسط صادق در پنجشنبه 24 مرداد1387 ساعت 11:3 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
بانويي يك غزل بهانه كشيد
روز را مثل شب، شبانه كشيد
ياد دوران كودكي افتاد
هي زمين و درخت و خانه كشيد
حس دلتنگي عجيبي داشت
آه سردي از اين زمانه كشيد
سالها ، هي فريب خود را داد
خار را شكل يك جوانه كشيد
بارها روي تخت خسته شب
درد و فرياد مخفيانه كشيد
ديد ديگر نمي شود اما
تاب اين اشك را به شانه كشيد
مثل آتش به زير خاكستر
با كمي باد هي زبانه كشيد
آخرش سوخت تا برنده شود
سوخت تا از خود يك نشانه كشيد
نوشته شده توسط صادق در پنجشنبه 24 مرداد1387 ساعت 4:11 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
به آن سو مي نگرم!
ساختمانهاي سيماني سر به فلك كشيده!
تكه پاره هاي آهن متحرك!
آسمان آبي را نمي بينم!
نوشته شده توسط صادق در پنجشنبه 24 مرداد1387 ساعت 4:10 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
عشق از ديدگاه معلم
![]()
دبير شيمی:عشق تنها اسيدی است که در قلب اثر دارد.![]()
دبيردينی:عشق يک محبت الهی است که خداوند برای بندگانش هديه کرده است.![]()
دبير رياضی:نسبت عشق به بدن مثل نسبت خون است به بدن![]()
دبير فيزيک:جوان مانند آهنربايی است که هر عشقی را به طرف خود جذب ميکند.![]()
دبير ادبيات:عشق بايد مثل عشق ليلی و مجنون پاک باشد.
![]()
دبير ورزش:عشق يک توپ فوتبال است که به دروازه ی هر قلبی اصابت ميکند!!!
نوشته شده توسط صادق در جمعه 18 مرداد1387 ساعت 1:23 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
زمان در خواب و دريا قصه پرداز،
خيالم در بلندي هاي پرواز،
ز تلخي هاي پايان، مي رسيدم

نوشته شده توسط صادق در پنجشنبه 17 مرداد1387 ساعت 3:57 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

بنام خدایی که کوروش را آفرید
چو ایران نباشد تن من مباد
بدین بوم و بر زنده یک تن مباد
اگر سر به سر تن به کشتن دهیم
از آن به که کشور دست دشمن دهیم
دریغ است ایران که ویران شود
کنام پلنگان و شیران شود
× فرمان دادم بدنم را بدون تابوت و
مومیایی به خـاک سپارند تـا اجزای
بدنم خـاک ایـران را تشکیل دهد ×
((کوروش بزرگ))
arvin25_1982@yahoo.com
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
(عشق گمشده)
(پروانه وار )
(برای او که می داند دوستش دارم)
(نیلوفر مرداب)
(اهل سخن)
(سیمای عزیز یه دل شکسته)
(دماق گنده ها)
(مینوس)
(شماره پسرها و عکسهای شهسوار)
(دختری که در یک قبرستان متروکه خاک شده)
(سلام دی جی)
آپولود فایل
––•(-• قلعه ی دانلود•-)•––
(به یادگار نوشتم خطی به دلتنگی)
(بغض خاموش)
(بزرگترین سایت سرگرمی)
(آپلود)
(چای با طعم خدا)
(تو مرا باور کن)
(خط خطی های شبانه)
(دولت عشق شیرین)
(پاتوق دوست یابی)
(ضد پسرها)
(دنیای من بارانی شد)
(جرم ستاره)
(سیب من )
(آموزش ساخت جمیل)
(عاشق تنها)
(سمیرا)
(۩۞۩ دختر- پسر- زن - مرد ۩۞۩ )
خانه ی خاطرات
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته اوّل مهر 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
طراح قالب
POWERED BY